|
زندگی گرمی دلهای بهم پیوسته است تا در آن دوست نباشد همه درها بسته است
|
روی تخته سنگی نوشته بود:
اگر جوانی عاشق شد چه کند؟:
من زیر آن نوشتم:
باید
صبر کند:
برای بار دوم که از آنجا گذر کردم
زیر نوشته ی من کسی نوشته
اگر صبر نداشته باشد
چه کند؟:
من هم با بی حوصلگی نوشتم:
......بمیردبهتر است
برای بار سوم که از آنجا عبور می کردم.
انتظار داشتم زیر نوشته من نوشته ای باشد.
اما......

زیر تخته
سنگ جوانی را مرده یافتم....
