تبليغاتX
شب مرد تنها
زندگی گرمی دلهای بهم پیوسته است تا در آن دوست نباشد همه درها بسته است
                    ۰۰۰خاطره های عشق۰۰۰

توی کلبه چوبی،توی جنگل میون سبزه های عاشق،توی بارون صداقت،زیر بارون همیشه تو رو به یاد می یارم.با نی زدن های قشنگت که کوچه باغ ها رو به یاد می یاره.کنار اون نهرهای زیبا که گل ها و عاشقو راهی سفر می کردی.

تو با قدم بر داشتنات عشقو به من نشون دادی با حرفهای زیبات حرفهایی از غزلهات با همه خنده هات با همه گلهای عاشق.

اره تو بودی که مشق عشقو به من نشون دادی ولی وقتی همه رو نشون دادی.منو اسیر عشق کردی.منو دیوونه رفتارت کردی.منو تنها گذاشتی حالا هر وقت این غزلاتو می خوانم یاد تو و اون روزها می افتم،چه خاطره هایی داشتیم،چرا رفتی بی وفا تو

فقط می خواستی عشق را به من نشون بدی.چون خودت عاشق واقعی بودی.اونم عاشق کسی که از عشق خبر نداشت ولی تو با درس عشقت کوله باری از بارونو

واسه من تنها گذاشتی با همه گل های عاشق،دوستت دارم.یکبار دیگر شعله های عشقو تو چشمهای خیس از بارون عشق ببین.به اندازه همه اون غزلات دوستت دارم...

                                             ***********

ابر بارونی

آسمون گریه نکن دل منم بارونی،دلم می خواد گریه کنم آسمونو بغل کنم.

بگم بارون من دوستت دارم.

دلم می خواد بهار بشه،بهار عشق من و تو،بهار عاشقیمون بستر باشه.

مثل دلتو،دل تو مال منه.

منم همیشه مال تو،تو باغچه عشقمون گل عاشقی بکاریم،تا همیشه سر سبز بمونه مثل زندگی من و تو.

وقتی که پاییز می شه برگا زرد می شن می ریزن زیر پاهای آدما،خش خش می کنن یعنی می میرن.

الهی عشق ما دو تا هیچ وقت مثل برگا نشه،که یه روز عشقمون زرد بشه و بمیره.

بیا باغچه عشقمونو همیشه سبز نگه داریم.

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم بهمن 1384ساعت 0:1  توسط امیر  |